سيد حسن مير جهانى طباطبائى
517
جنة العاصمة ( فارسي )
كرده يعنى اطاعت كردن شما امر شيطان را از روى ميل و شفقت است ، و اين عبارت لفظا و معنا اظهر به نظر مىرسد . الوسم : يعنى داغ نهادن و اثر آن . و الورود : حاضر شدن آب است ، و در اينجا مراد احضار نيست . و الشرب : به كسر شين بهره بردن از آب است ، و اين دو كنايه است از غصب حق خلافت و امامت و ميراث نبوّت . و در كشف الغمّه عبارت چنين است : « و أوردتموها شربا ليس لكم » . هذا و العهد قريب و الكلم رحيب : « كلم » به معناى جرح و « رحب » به ضم راء به معناى گشايش است . و لمّا يندمل : يعنى هنوز اصلاح نشده . و لمّا يقبر : يعنى هنوز دفن نشده . ابتدارا : مفعول له يا مطلق ، و محتمل است مصدر باشد به تقدير فعل ، و در بعضى از روايات « بدارا » وارد شده . زعمتم خوف الفتنة : يعنى ادّعا كرديد و به دروغ و خدعه براى مردمان آشكار كرديد كه ما در سقيفه گرد آمديم براى دفع فتنه با اينكه غرض شما غصب خلافت بوده ، و اين خود عين فتنه است ، و اين جمله اقتباس از آيهء شريفه است كه فرموده ( لما سقطوا ) . و هيهات : براى تبعيد است و در مقام تعجّب آورده مىشود ، چنانچه كيف و أنّى هم در تعجّب استعمال مىشوند . و تؤفكون : به معناى تصرفون است ، كنايه از اينكه كجا مىبرد شيطان شما را و حال آنكه كتاب خدا در ميان شماست . زاهرة : يعنى درخشنده و تابناك .